آشفته بازار

وقتی برمیگردم به گذشته و کتاب خاطرات و ورق میزنم خیلی چیزارو میبینم شاید اندازه یه

عمر اتفاقات تلخ و شیرین ،تجربه های با ارزش ،خوشیها و ناخوشیها ،مردیها و نامردیها 

کسانی الان میخوای باشن و نیستن کسانی هستن و میخوای نباشن ،کسانی ذهن

مردشون عذابت میده ،کسانی یادشون به روحت جلا میده ،آدمایی که رفتن و آدمایی که

موندن ،آدمایی که هنوز آدم نشدن یا شاید هنوز یاد نگرفتن ،کسانی که هنوز بچه موندن و

دنیا رو از دریچه چشم یه کودک نگاه میکنن،آدمایی که کنارشون آرامش داری و....

ولی آخر همه این خاطرات و خوب و بد و آدمایی که از دوروبرت گذر کردن یک چیز برات

میمونه اونم تنهاییه.

/ 0 نظر / 7 بازدید